ماجرای عکس تراژیک از پسر 21 ساله لاهیجانی 2 دقیقه قبل از شهادت

 گفت شانس آوردیم جاده شلمچه همش مستقیم است اگر غرب کشور بود صد متر هم نمی‌توانستم توی این وضعیت رانندگی کنم، اینقدر که جاده پیچ و تاب داشت. اینجا مسیر مستقیم را می رویم انشالله جاده است! دوربینت را آماده ...

به جای مانده از جنگی ناجوانمردانه؛
بدن هایی که سالی یک بار قرمز شدند
23 شهریور 1401

بدن هایی که سالی یک بار قرمز شدند

صبح وقتی از خواب بیدار شدیم من و جمال از دیدن هم تعجب کرده بودیم صورت، گردن و دست‌های ما پر از لکه‌های قرمز بود. جمال گفت این هم از سرخجه ما چطوری لپ گلی!اختصاصی کلانشهر : رضا حقی*- "ماشین‌نگاره" عنوان ...

عکس حجله ای وسط شقایق ها از ماووت عراق تا اشکورات رودسر 

عکس دو نفره‌ی آن‌ها را گرفتم. مجید گفت حالا یک عکس تکی از پرویز بگیر، می‌خواهم خبر دوم را بدهم. پرسیدم خبر چی؟ گفت اول تو دوربین رو تنظیم کن روی صورت پرویز بعد من خبر را می‌گویماختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- ...

ماجرای آموزش رانندگی به دختر جناب سرهنگ!

سلام وعلیک کردیم و خودم را معرفی کردم از او پرسیدم اسم شما چیه؟ گفت مهابادی. گفتم اسم کوچیک شما چیه؟ خندید و گفت هنوز چای نخورده پسرخاله شدی! همین اسم‌فامیل را بدانی بس است. گفتم ‌ایشالا چای هم می‌خوریم ...