گفت شانس آوردیم جاده شلمچه همش مستقیم است اگر غرب کشور بود صد متر هم نمیتوانستم توی این وضعیت رانندگی کنم، اینقدر که جاده پیچ و تاب داشت. اینجا مسیر مستقیم را می رویم انشالله جاده است! دوربینت را آماده ...
صبح وقتی از خواب بیدار شدیم من و جمال از دیدن هم تعجب کرده بودیم صورت، گردن و دستهای ما پر از لکههای قرمز بود. جمال گفت این هم از سرخجه ما چطوری لپ گلی!اختصاصی کلانشهر : رضا حقی*- "ماشیننگاره" عنوان ...
عکس دو نفرهی آنها را گرفتم. مجید گفت حالا یک عکس تکی از پرویز بگیر، میخواهم خبر دوم را بدهم. پرسیدم خبر چی؟ گفت اول تو دوربین رو تنظیم کن روی صورت پرویز بعد من خبر را میگویماختصاصی کلانشهر: رضا حقی*- ...
سلام وعلیک کردیم و خودم را معرفی کردم از او پرسیدم اسم شما چیه؟ گفت مهابادی. گفتم اسم کوچیک شما چیه؟ خندید و گفت هنوز چای نخورده پسرخاله شدی! همین اسمفامیل را بدانی بس است. گفتم ایشالا چای هم میخوریم ...